٨ مارس روز اعتراض است!

٨ مارس روز اعتراض است!

لیلی مهترعباسی

تاریخ مبارزه زنان تاریخ تجربه ها و درس های طبقاتی است،١٠٨ سال قبل زنان معترض به نظام بردگی سرمایداری اعتراض کردند و خواهان یک زندگی انسانی و به دور از استثمارو تحقیر شدند.
روز جهانی زن روز رستاخیز زنان و مردانی است که قلبن به نابودی نظام سرمایداری استین همت بالا زدند ودر محیط کار و زندگی و در یک نبرد طبقاتی پیشتاز و پیشرو جنبش بر حق زنان بودند.

مبارزه زنان درایران تحت حاکمیت رژیم هار اسلامی در شرایطی ضروریت یافت که ، این رژیم با تمام وحشی گری های خود به آزادی و به کرامت انسان زن تعرض و و از طریق زندان و ابزارهای پلیسی خود به طور سیستماتیک استفاده می کرد تا انچه معنای رادیکالی و برابری در جامعه پیدا می کرد سرکوب کند و اراده زنان را در کنج خانه ها نهان کند.
اگر امروز جنبش زنان و ٨ مارس را در اولویت کار و فعالیت جدی روزمره خود قرار دهیم، بایستی از ان فرهنگ خشک ایینی پر هیز کنیم که هر سال با یاد کردن های بی رمق و با شعارهای غیر عملی به استقبال ان می رویم بدون اینکه به بازتاب ان بیندیشیم.

این وظیفه ، یعنی سازمان دادن جنبش زنان کارگر و حتا زنان بیکار که بعنوان زنان خانه دار اما بی دست مزد که شب و روز را دنبال می کنند، و در کنج خانه استثمار می شوند هست، و خلاصه جنبشی که هر روز مورد تعرض و زندان و شکنجه می شود باید کانون های رسمی خو د را در جامعه و به طور رسمی و علنی ایجاد کنند و مانیفست خود را در حضور توده ها فورموله کرده و پایه های مادی طبقاتیٔ خود را در سطح سراسری ایجاد کنند.
زنان در جامعه مرد سالار ایران هر روز با چندین مناسبات ضد زن روبرو هستند، سیستم هار جمهوری اسلامی از یک طرف، و مناسبات عقب مانده جامعه از طرف دیگر توان و انرژی را از زنان گرفته، اما با وجود این همه وحشی گری جمهوری اسلامی،پیشروان عرصه های اجتماعی و سیاسی و مهمترین آنها پیشروان کارگری میدان مبارزه را تنیده و همیشه با پرچم رادیکالی و سوسیالیستی خود سیمای دیگری به جنبش زنان در جامعه بخشیده اند.

بی شک جنبش زنان در ایران نیازمند کانون و مرکزیتی است که افق و آرمانهای رادیکالی خود را در جامعه به نمایش قدرت بگذارد و به طوری که توجه احاد جامعه از جمله زنان کارگر و زحمتکش را به خود جلب کند.
اکنون شاهد دور جدیدی از مبارزات توده ای در ایران هستیم که بایستی دور و نقش زنان را در ان تقویت کرد و با تجارب ارزنده، که راه گشاه است در این دوره خیل عظیم از زنان جامعه را در ان سازمان داد و تبدیل به نیروی عظیمی گردد که در چشم انداز انقلاب فردای ایران صاحب رهبریت خود گردد،خیزشهای عظیم سالهای ٨٨،٩٧و٩٨ شمسی نشان داد که جنبش زنان می توانند پا به پای دیگر جنبش های توده ای عرصه را به جمهوری اسلامی تنگ کنند.

خوشبختانه امروز در جامعه ایران شاهد ادبیات سوسیالیستی هستیم که در اعتراضات توده ای، زنان عملا در دستور کار خود قرار دادند،این شعارها می تواند زمینه های بهتری برای فراهم کردن هرچه گسترده تر توده ی زنان شکل دهد و برای یک سازماندهی منظم و پایدار بایستی این نیرو در سطح بین المللی شناخته و به رسمیت بشناسند.
جنبش زنان باید ان هویت طبقاتی و سوسیالیستی خود را حفظ کرده وتلاش بر این باشد که آن گرایش های غیر کارگری که گاه گداری در جامعه سر در میارن به حاشیه راند،در واقع ماهیت آنها تضعیف جنبش رادیکالی زنان هستند و تجربه اثبات کرده که آنها نمی خواهند دست به پایه های رژیم و نظام طبقاتی ببرند،لذا زنان سوسیالیست بایستی با هوشیاری کامل در برخورد به این طیف عمل کنند.

زمینه های عینی برای انقلاب کارگری که در ان جنبش زنان دخیل هستند در ایران فراهم است، و میتوان شبیه انقلاب اکتبری دیگر سازمان داد و برای بر اندازی مالکیت خصوصی و کل سیستم طبقاتی ماشین سرکوب جمهوری اسلامی را به زباله دان تاریخ انداخت، جنبش کمونیستی زنان باید اگاهانه در یک نبرد طبقاتی و برای به دست گرفتن حاکمیت شورای در فردای ایران خود را اماده کند.

هیچ جنبشی به جز جنبش سوسیالیستی در ایران نمی تواند چراغ راهنمای جنبش زنان باشد ، جنبش های فمنیستی و لیبرالی و در کنار انها گرایش های اسلامی متضاد با خواست و مطالبات ریشه ای زنان هستند،این مسیٔله ایی است که این جنبشها چه در اساس و و چه در تاکتیک از هم جدا می کند.
اگر در روز ٨ مارس شعار نان ،کار ازادی را در مبارزات زنان به تصویر عملی کشید،بی شک این خواست توجه جامعه وحامیان سرمایه را به خود جلب می کند و پافشاری به این شعار کلیدی نقش زنان را هر چه بیشتر بر جسته می کند و این شعار بایستی پراکتیزه گردد و در مراکز کار و زندگی تبلیغ و ترویج گردد.

در روز ٨ مارس زنان و مردان برابری طلب باید برای لغو پوشش اجباری متحدانه مبارزه کرده وپایان دادن به قتل های ناموسی بار دیگر در روز ٨ مارس بر ان تاکید شود و این پدیده تراژدیک نبایستی در جامعه تکرار گردد، جمهوری اسلامی در طول حاکمیت ننگین خود به این پدیده رسمیت بخشیده و خود عامل این فاجعه انسانی و قتل زنان در جامعه بوده ، واژه ناموس در فرهنگ لغات ایرانیان در همهجا مترادف و بـه معنـای غیـرت، شرف و مردانگی تعریف شده است. از آنجایی که غیرت، شرف و مردانگـی مردان همیشه ارتبـاط مسـتقیم بـا زنـان داشـته، واژه غیـرت نیـز در ادبیـات مـا ناموسپرستی تعریف شده است و منظور از نـاموس، زنـان خـانواده ای هسـتند که وابسته به مرد است. در نتیجه مردان همیشه باید مراقـب نـوامیس خـود، بـر اساس برداشت و استنباط خود از واژه غیرت و شرافت باشند. اما تفسیر غیرت و شرف مردان، داستانی پر از فراز و فرود دارد. تا آنجا که بـه بهانه غیور بودن، کلیه حقوق فردی و انسانی زنان توسط مردان ربوده میشـود و تنها از موجودی به نام زن، اطاعت محض میماند و نه چیز دیگـر .

چـرا کـه تفاسیر و برداشتهای متفاوت و حتی متناقض از این مقوله وارد جزیٔیتـرین و خصوصیترین ابعاد زندگی زنان میشود، تا از این طریق به مردان ثابـت کنـد که موجوداتی غیور و ناموسدوست هستند و این غیرت و شرافت به او اعتبـار و غرور اجتماعی میدهد. در داستان سربلندی مردان، هرقدر زن مطیعتر و به حقـوق فـردی و اجتمـاعی خود بیاعتناتر باشـد، مـی توانـد مـردان خـانواده و فـامیلش را اعتبـار بیشـتری بخشد. البته زنان نیز در دنیای سـنتی، چنـین تعریفـی از خـود دارنـد . در نتیجـه آنگونه زندگی میکنند که مـرد و هنجارهـای دنیـای قـدیم بـرای او تعریـف کردهاند. او در واقع خود و فرزندانش را جزء مایملـک مـرد مـی دانـد و بایـد ۱۴ طوری زندگی کند که او میخواهد و او میپسندد.

در پایان بار دیگر بر این تاکید می کنم که یاد کردن از ٨ مارس، یعنی مبارزه هر روزه زنان در جامعه هار اسلامی و به میدان امدن زنان و نه گفتن به جمهوری اسلامی و تمام قوانین ضد زن که ۴٢ سال است زنان را در بزرگترین زندان خود قرار داده و هر روز با قوانین بردگی انسان زن را تحقیر و به روز سیاه نشانده، باید به این بردگی خاتمه داد و برای نظم نوینی خیابانها را به اعتراض و انقلاب فرا خواند.
زنده باد ٨ مارس

زنده باد آزادی برابری حکومت کارگری
مارس ٢٠٢١

facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedintumblrmail