حراج بردگان در لیبى

حراج بردگان در لیبى
مناسبات برده دارانه سرمایه دارى

سیف خدایارى

در روزهاى اخیر پرده از جنایت دیگرى در نظم سرمایه جهانى برداشته شد، که توصیف آن در ظرف نوشتار نمى گنجد. هیچ کلمه اى نمى تواند اشک و رنج قربانیان این مناسبات کثیف را ترجمه کند.

در یکى از بازارهاى تریپولى، تعدادى از پناهجویان رانده از کره زمین به حراج گذاشته شده اند و دوربین یکى از شبکه هاى خبرى این بازار لبریز از وقاحت را ثبت کرده است: مثل حراج هر شیى دیگر، “یک جوان سالم و قوى” به حراج گذاشته مى شود. مزایده از قیمت پایین شروع مى شود و نهایتاً به قیمت چهارصد دلار به فروش مى رسد. از میان خریداران صدایى هم شنیده مى شود: “آن جوان نیجرى چى شد؟” و فروشنده با لحنى مغبون مى گوید: “حراج شد”!
این تصویر کوچکى از پدیده شومى است که از چند سال پیش بویژه در لیبى در جریان است. هزاران پناهجو که از کشورهاى مختلف آفریقا، در ادامه فرار از قحطى، خشکسالى، بیکارى و جنگ دنبال رؤیاى زندگى بهترى به سمت اروپا راه افتاده اند و در لیبى گرفتار شده اند. رؤیاهایى که اکنون به کابوس عظیم تبدیل شده است. تخمین زده مى شود حدود یک میلیون پناهجو در لیبى گرفتار شده و سرنوشت تراژیکى از قبیل قتل، خودکشى، بردگى، فحشا، دیپورت و … پیدا کرده اند.
بازار بردگان لیبى، گرچه سویه اى ایدئولوژیک دارد و نگاهها متوجه خرید و فروش بردگان در اسلام شده است، اما مهمتر از آن بازگوکننده روابط و مناسبات برده دارانه سرمایه دارى نیز هست. روشن است که برده دارى یکى از سنت هاى اسلامى است که علیرغم ادعاهاى دروغین “روشنفکران اسلامى” که محمد و اسلام علیه برده دارى بودند، برده دارى هرگز از سنت اسلام حذف نشد و مى توان آیات و احادیث بى شمارى در رابطه با برده ها پیدا کرد: در یکى از آیات قرآن انسانها به دو دسته آزاد و برده تقسیم مى شوند و داعش به عنوان نزدیک ترین روایت دینى از اسلام، در چند سال گذشته با استفاده از نص قرآن و احادیث، آشکارا بازار برده فروشى را در مناطق تحت کنترل خود در سوریه براه انداختند. اما تقلیل دادن بردگى به اسلام گمرا کننده است. تجارت بردگان در قرون هفدهم و هجدهم میلادى در اروپا و آمریکا یکى از پررونق ترین بازارهاى سرمایه داران بوده است و بخش عظیمى از تکامل سرمایه دارى در این دو قاره مرهون رنج و زحمت میلیونها برده است که از کشورهاى آفریقایى – با مباشرت مسیونرهاى مسیحى- خریدارى مى شدند و تا اواخر قرن نوزدهم مناسبات بردگى آشکار بر این کشورها حاکم بود.
علاوه بر بردگى در شکل افراطى آن – که حراج بردگان در لیبى نمونه اى از آن است- بردگى مدرن پدیده اى جهانى است. در گزارش سازمان جهانى کار در سال ٢٠١۴، ضمن تأیید این پدیده و با بکارگیرى ترم “بردگى مدرن” گزارش اذعان مى کند که میلیونها نفر در جهان مستقیماً به بردگى کشیده مى شوند و سود حاصل از بردگى براى سرمایه جهانى سالانه بالغ بر یکصد و پنجاه میلیارد دلار است. در تعریف بردگى مدرن، سازمان جهانى کار هر شکلى از کار اجبارى، بدون دریافت مزد و نگهدارى بالاجبار فرد را شکلى از بردگى مى نامد. با نگاهى گذرا به مناسبات نابرابر کار و سرمایه در سرتاسر جهان مى توان نمودهایى از این پدیده را دست نشان کرد: از کار کودک تا تجارت سازمان یافته بردگان جنسى و از حبس کارگران در مزارع و کارگاهها تا گروگان گرفتن مدارک میلیونها کارگر در کشورهاى حوزه خلیج فارس، آمریکا، اروپا و … اگر اندکى وسع نظر داشته باشیم، علاوه بر بردگى مدرن، مناسبات بردگى در اشکال نیمه پنهان آن در جریان است .
واکنش هاى جهانى نسبت به حراج بردگان در لیبى هرگز به تناسب این منجلاب عظیم جهانى نیست. شنبه گذشته (هجدهم نوامبر ٢٠١٧) حدود یکصد نفر در مقابل سفارتخانه لیبى در پاریس تجمع کردند و به این شکل از شناعت نظم جارى در لیبى اعتراض کردند. پیش بینى مى شود تجمعاتى مشابه آن در جاهاى دیگر نیز برپا شود که بیشتر روى جنبه ضدانسانى این پدیده شوم انگشت مى گذارند و صرفنظر از نقد ریشه اى به نظام سرمایه، حتى متوجه سیاستهاى روز حاکمان کشورهاى اروپایى نیستند. آنچه در لیبى “اتفاق افتاده است” مستقیماً برآیند سیاستهاى اتحادیه اروپا در تقابل با موج پناهجویانى است که همه چیز خود را از دست داده اند و در رؤیاى زندگى بهتر به سمت اروپا در حال حر کت اند. سران اتحادیه اروپا در هر ترکیبى و با هر قیافه اى ظاهر شوند، از یک سیاست تبعیت مى کنند: بستن مرزها! و در راستاى این سیاست صدها میلیون دلار به دولت ایتالیا داده اند که مدیترانه را به سنگر تقابل با موج پناجویان تبدیل کنند. در این کار هم موفقیت چشمگیرى بدست آورده اند. کاهش ٨۵ درصدى پناهجویان براى ورود به اروپا در سال ٢٠١٧ و مرگ دستکم دو هزار پناهجو در آبهاى مدیترانه. کل هیأت حاکمه بورژوازى جهانى و در رأس آن اتحادیه اروپا در این جنایت سهیم اند.
پناهجویان، آوارگان نظم وارونه سرمایه دارى جهانى، بتمام مصائب و رنج هایى که بر آنان تحمیل شده است، بخشى از واقعیات دنیاى امروز هستند: دنیایى که بشدت نابرابر است و قربانیان آن یا در جنگها کشته مى شوند یا در قحطى و نابرابرى اقتصادى له مى شوند و یا مثل میلیونها پناهجو در منجلاب فرو مى روند. این نظم وارونه را باید برانداخت.

facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedintumblrmail