سازمانى که اساسا قرار بود جريانات مختلفى که با اساسنامه اين
سازمان توافق نظر دارند ٬ را در خود جمع بکند و حتى حق فراکسيون را
براى آنان قائل باشد و کاملا باز و بدور از فرقه گرائى ٬ مشغله اش
کمک به پناهجويان ايرانى و مبارزه عليه قوانين ضد پناهندگى و
نژادپرستانه دولتها و عجين شدن با مبارزات برحق ساير جريانات
انساندوست در اين جوامع و توسعه افکار چپ و راديکال در ميان
ايرانيان مهاجر و پناهنده باشد ،به خاطرپراتيک و روشهاى ناپسند و
فرقه گرايانه رهبرى جديد سال گذشته فدراسيون ، عملأ جايى براى
فعليت مشترک نگذاشت و ماندن در آن سازمان بمنزله اتلاف وقت بود .
اگر از اين زاويه به فعاليت سازمانمان نگاه کنيم ٬ پى ميبريم که در
اين فاصله ،اين سازمان موفق بوده و کارهاى زيادى انجام داده است .
ابعاد اين فعاليتها وسيع ٬ متنوع و فرا کشورى بوده است. از
نيوزيلند تا ترکيه ٬ از سوئد تا انگلستان و از نروژ تا کانادا و
بلژيک را در بر گرفته است. ما سازمان واحدهاى کشورى را راه
انداختيم و در کشورهاى متعدد شروع به کار کرديم .
نشريه "بيمرز" به همت سردبيرش سعيد يگانه تاکنون
٣٦ شماره آن منتشر
شده و با اوج گيرى فعاليتها و تنوع کارهاى سازمانمان از لحاظ كمى و
كيفى رشد كرده است واز اين نظر كه علاقمندان خود را پيدا كرده موفع
بوده است .
سايت بيمرز هم با مسوليت كيوان آذرى در اين يكسال فعال و منعكس
كننده رويداد هاى پناهندگى و سازمان بيمرز بوده است .
به
نظر من اگر سازمانى فقط و فقط بخاطر نجات جان حتى يک نفر تشکيل
بشود ٬ بايد آنرا تحسين كرد . سازمان ما در همان بدو تاسيس جان دو
نفر را نجات داد و بعدها
بدنبال فعاليتهاى مداومش مورد توجه جمع
وسيعى در سوئد ٬ بلژيک ٬ ترکيه و ساير کشورها شده است و اگر نگاهى
گذرا فقط به واحد سوئد ٬ بياندازيد ، فعاليت و رهبرى با
درايت و مبتکرانه مبارزات بى وقفه پناهجويان ايرانى در سوئد و تلاش
براى تحکيم رابطه آن با نهادهاى مدافع پناهندگى در اين کشور و
ايجاد نهادى و فتح سنگرهاى پشت سر هم و کوتاه نيامدن تا کسب
حق پناهندگى عمومى براى کليه پناهجويان ( موسوم به امنستى) خارج از
مليت و نژاد و غيره راخواهيد ديد ٬ اينها سندى درخشان از جانفشانى
٬ خلاقيت و اراده مسئولين اين سازمان و لياقت آنان ميباشد.
سازمانى که خود را پايبند به پرنسيبهايى ميداند و به آنها عمل
ميکند ٬ فقط منتظر فرصت نيست تا برايش درست بکنند و بقاپد ٬ به
ملاخور کردن دستاوردهاى ساير نهادها چشم ندوخته است و شانه بالا
نمياندازد و خود را قيم و بزگوار کسى نميداند و رابطه برابر و
انسانى با هر آنکس که خشتى روى خشت اين جنبش ميگذارد ٬ قائل است و
دست آنان را بگرمى ميفشارد .
ما
در اين فاصله کوتاه پيگيرانه کيس پناهجويان موسوم به شمال عراق را
که از بغرنجى خاصى برخوردار است ٬ دنبال کرده ايم و براى آن اهميت
ويژه قائل شديم و از دورترين قاره ها ( آمريکاى شمالى و استراليا )
هيئتى را براى مذاکره با UN به ترکيه فرستاديم و کماکان در صدر
کارهايمان قرار خواهد گرفت.
ما
در فاصله کمى مانع از ديپورت حميد نظرى در چند قدمى هواپيما در
انگلستان شديم و مهدى حسينى مشاور کميته مرکزى حزب حکمتيست ، در
حاليکه بخاطر تلاش "غير قانونى" اش براى خروج ازترکيه بدليل پرونده
بسته بودن و دو نامه ديپورتى دستگير شد ، به همت كار شبانه روزى
فعالين بيمرز، خبرقبولى را در زندان ترکيه دريافت كرد واکنون
بعنوان پناهنده سياسى در ترکيه منتظر پرواز به کشور ثا لث ميباشد .
محمد محمدى بعد از ٤١ ماه و غامض بودن پرونده اش ٬ در نتيجه تلاش
جدى هيئت سازمان سراسرى از جانب UN پذيرفته شد . باز در سوئد
کيس مشهور قاسم افشار را داشتيم که مايه افتخار سازمان ما بود و
حتما خوانندگان شما در جريان هستند.
اين فعاليتها خود بخود بوجود نيامده اند . فعالين اين سازمان از
زندگى ٬ خواب و آسايش خود مايه گذاشته اند ، براى بر افراشته نگاه
داشتن حقوق جهانشمول انسان و عليه "امن" جلوه دادن جهنم اسلامى و
تلاش براى بدست آوردن فضايى امن ٬ که هر کارگر معترض و هر زن
ناراضى و هر جوان مبارزى براى حفظ جان خود ناچار به فرار از ايران
شد ٬ جرات بکند خود را به UN و يا کشورهاى پناهنده پذير معرفى
بکند . و بالاخره جمع وسيعى در بريتانيا قبولى خود را مديون تلاش
واحد سازمان ما ميدانند .
ناگفته نماند در اين مدت ما از مشکلات مالى جدى رنج برده ايم ،
همينجا فراخوانم به آنان که خود را متعلق به اين جنبش انسا نگرا
ميدانند اين است كه ما را يارى دهند .
سخن فراوان است و مجال کم ٬ اما مقدمتا اين را از من بپذيريد ،
حتمأ در آينده نزديك در رابطه با ساير ابعاد ديگر فعاليت "بيمرز"
و برنامه هايمان براى دفاع از فراريا ن جهنم اسلامى ٬ کيس موسوم به
شمال عراق ٬ همجنسگرايان٬ زنان و کودکان و کارگران بيشتر توضيحات
مفصل ترى خواهم داد .