پناهجوی ایرانی در کاله: دست کم بیاید بچه‌های ما را ببرید


پناهجوی ایرانی در کاله: دست کم بیاید بچه‌های ما را ببرید

پناهجوی ایرانی در کاله: دست کم بیاید بچه‌های ما را ببرید

ده‌ها تن از ایرانی‌های پناهجو در حواشی شهر کاله فرانسه ماه‌ها و هفته‌هاست که در چادر زندگی می‌کنند.

کاله در شمال فرانسه محل عبور کشتی‌ها و از طریق تونل مانش محل تردد قطارها به بریتانیا است. در همین راستا، خبرنگار یورونیوز با برخی از این پناهجویان گفتگو کرده است. پناهجویان درصدد عبور از کانال مانش از طریق غیرقانونی با کشتی و یا کامیون‌هایی که در کشتی‌ها قرار می گیرند هستند.

یکی از این پناهجویان بهادر است که بیشتر از شش ماه با دو فرزند و همسرش به کاله آمده است. او می گوید: «من تقریبا شش ماه است که با دو تا بچه با همسرم در این جنگل هستم. هم ایرانی ها و هم افغان‌های اینجا می‌توانند شهادت بدهند که بچه‌های من چهار ماه از این شش ماه به‌دلیل سرما و نبود یکسری امکانات بهداشتی مرتب مریض بودند و در بیمارستان‌ها نگهداری می‌شدند.»

وی در ادامه اینگونه روایت می‌کند: «سه ماه پیش برای رفتن به انگلستان یکبار از بوت(قایق) استفاده کردیم. قایقمان در دریا چپ کرد. دو بچه من در دریا غرق شدند. دختر و پسرم غرق شدند، یکساعت در آب و سرما بودند. بعد از آن به بیمارستان انتقالشان دادم. خیلی وضعیت دخترم وخیم بود.»ب

بهادر می گوید راهی برای بازگشت ندارد و اگر می توانست حتما راه بازگشت را انتخاب می کرد. وی به یورونیوز می‌گوید: «نزدیک به سه سال و خرده‌ای است که از ایران خارج شده‌ام.»

دانمارک نخستین کشور اروپایی بود که بهادر در آن درخواست پناهندگی کرد. درخواستش رد شد و به همین دلیل او می‌گوید تنها راهی که برایش باقی مانده عبور از کانال مانش است. طبق قوانین اتحادیه اروپا درخواست پناهندگی او اگر در دانمارک رد شود کشور اروپایی دیگری این درخواست را نمی‌پذیرد.

بهادر می‌گوید: «به هر کشور اروپایی می خواهم بروم می گویند به دانمارک تو را بر می‌گردانیم. دانمارک هم می گوید شما را به ایران برمی‌گردانیم. »

او این سوال را می‌پرسد که آیا اگر مشکلی نداشت با دو بچه این مدت آواره این جنگل می‌شد؟

وی می‌افزاید: «هر روزی که می‌بینم بچه‌هایم مریض هستند همان روز من هم می‌میرم. یعنی هر روز روز مرگ من است. ولی چه کار کنم واقعا مشکل دارم نمی توانم برگردم.»

او به وضعیت فرزندانش اشاره می‌کند و می‌گوید: «اینجا هیچ امنیتی نداریم. دختر من هشت سالش است. نیاز به مدرسه دارد. پسر دو ساله من نباید در این سرما در جنگل باشد. در این آشغال ها باشد. گوش شنوا نیست.»

وی در پایان درخواستی را مطرح می‌کند: « الان دارم از طریق دوربین شما التماس می کنم. از سیاستمدارهای انگلیس خواهش می کنم که اگر در را برای ما باز نمی کنید مشکلی نیست، دو تا بچه داریم. دست کم بیاید بچه‌های ما را ببرید

facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedintumblrmail