نگاهی اجمالی به گرایشات مختلف در امر سازماندهی پناهجویان:

وجود پدیده ای به اسم بحران پناهجویی در سالهای اخیر وافزایش یافتن آن به خاطر وجود و گسترش جنگ های قومی-مذهبی، ناامنی، کشتار،فقر و فلاکت همواره پدیده ای ملموس و قابل رویت برای افکار عمومی جهان بوده است.در واقع میتوان گفت که پناهجویی و گریختن اجباری مردم از کشورهایشان به قدمت سرمایه داری وجود داشته است.و در سالهای اخیر بدلیل افزایش جنگهای امپریالیستی و سیاستهای میلیتاریستی سرمایه داری و تسلط حکومتهای مذهبی و اسلام سیاسی مشخصا در خاورمیانه ،بروز این پدیده و سربرآوردن بحران پناهجویی از کشورهای اسلام زده که در آتش جنگهای قومی و مذهبی میسوزند منجر به آوارگی میلیونی مردم در این حوزه جغرافیایی شده است.اما در این میان گرایشات مختلفی با برداشتها و افق های مختلف با خاستگاه و تعلقات طبقاتی مشخص، سعی در بازتاب دادن مشکلات و مصائب انبوه انسانهایی که به دلایل مختلف در تعریف مقوله پناهجویی می گنجند کرده اند و به زعم خود در برخورد به این پدیده تلاش کرده اند.و گرایشات مختلفی نسبت به پدیده پناهجویی و علت افزایش تعداد پناهجویان مواضع و اهداف مختلفی را تعقیب کرده اند که بصورت مختصر به آنها اشاره میکنم.
گرایشات ناسیونالیستی،مذهبی: تندنس ناسیونالیستی که تاریخا حداقل در خاورمیانه همواره با تعصبات مذهبی همراه بوده است و بصورت اتحاد گونه در افق و استراتزی و شیوه نگرش شان به پدیده های مختلف بخشا هم نظر و هم افق هستند.و در سازماندهی پناهجویان و تعریف هویتی و ساختاری از مقوله پناهجویان گرایش ناسیونالیستی با برجسته کردن صرف ملیت و قومیت پناهجویان بصورت گیت های گروهی آنها را دسته بندی میکند و نهایتا در چارچوب ملیت ،زبان یا متعلقات به زعم آنان مشترک پناهجویان را تعریف و نهایتا برای آنان کاری را انجام میدهند.بعنوان مثال انبوه انجمن ها یا سازمانهای خیریه ای که با یدک کشیدن نام پناهجویان با پسوند قومی یا مذهبی در اکثر کشورهای اروپایی وجود دارد که هم و غم همگی شان نه دفاع از حقوق پایه ای و انسانی پناهجویان،بلکه مجزا کردن یا برتری دادن و امتیاز قائل شدن برای هم زبانان خودشان در چالشهای پناهجویی میباشد.گرایشات مذهبی از نوع اسلامی آن هم بر همین متد ناسیونالیستی با قضیه پناهجویی برخورد میکنند.نکته تلخ قضیه این است که در هنگامی که تبلیغات راسیستی به انحاء مختلف در میدیاهای بورژوازی یا در پروپاگندهای گروه ها یا احزاب دست راستی راسیستی سر بر می زند و از منافذ مختلف جوامع بورژوازی بصورت کلمات و کلیشه های نفرت محور پناهنده ستیز بسته بندی میشود،در بهترین حالت این گرایشات عظمت طلب ملی-مذهبی سعی دارند در هنگامه این موج راسیستی گلیم پوسیده ملیت خودی را ازآب بکشند و نهایتا با توهین به ملیتهای دیگر با پسوند وحشی یا عقب مانده خود را تبرئه میکنند.و به نحوی مشمئز کننده با راسیسم لاس بظاهر دیپلماتیک-فرهنگی می زنند.در کمپ های پناهجویی در تعامل روزانه پناهجویان با ملیتهای مختلف اما بصورت کلی در دردی مشترک که پناهجویان دارند و آنهم عبارت از واقعیت دهشتناکی است که تمامی این انسانها مشترکا از جنگ ،ناامنی و کشتار و فقر گریخته اند عواملی که ریشه اصلی شان وجود سیستم سرمایه داری و حکومتهای مذهبی اسلامی ای از جنس حکومت فاشیست اسلامی ایران است.اما بعضا بدلیل وجود تعصبات ملی و مذهبی میان پناهجویان در پروسه پناهجویی اختلاف بوجود می آید و در این میان این انجمنهای اسلامی- ملی به این اختلافات دامن می زنند.کوتاه سخن اینکه افق و دورنمای سیاسی ناسیونالیسم حتی در رابطه با پدیده ای به اسم مهاجرت و پناهندگی به شدت محدود و تنگ نظرانه میباشد.و ماهیتا نمیتواند این گرایش ناسیونالیستی _مذهبی اتحاد و سازمان یافتگی پناهجویان را به پیش ببرد چرا که کوره راه های تفکر و تعصبات ناسیونالیستی_مذهبی به عنوان عامل شکاف و جدا سازی انسانها تحت عنوان ملیت و زبان و کشور مشترک عمل میکند.
گرایشات کمونیستی و انسان محور:
در کنار ترندهای ناسیونالیستی_مذهبی که بصورت اجمالی برشمردیم.گرایش کمونیستی و طبقاتی هم در پروسه سازماندهی پناهجویان وجود دارد که خود را در قالب سازمانهای سراسری پناهجویان تعریف میکند.این سازمانها با استراتزی و برنامه ای انسانیت محور بدور از خط کشی های قومی-مذهبی در یاری رساندن و کمک به پناهجویان و متحد کردن آنان همواره بنا به توان خود اقدام کرده اند.گرایش کمونیستی با تاکید و پافشاری بر آزادی های سیاسی و آزادی بی قید و شرط اندیشه و بیان، هیچگونه گیت سازی ملیتی یا نژادی و مذهبی را به رسمیت نمی شناسد.بعنوان مثال در اواخر دهه هشتاد میلادی با پیشنهاد و ایده زنده یاد”منصور حکمت”و تاکید ایشان برای ایجاد فدراسیونی سراسری برای دفاع از پناهندگان و انسانهایی که به دلایل مختلف از جهنم های کشورهای اسلام زده می گریزند،سیاست دفاع و حمایت و سازماندهی پناهجویان بصورت جدی در سرلوحه کار و پراتیک کمونیستها در خارج کشور یعنی کشورهای پناهنده پذیر قرار گرفت.و سازمان سراسری پناهندگان ایرانی-بی مرز بر اساس همین نگرش و متد انسان محور تا کنون فعالیت کرده است.و سخن آخر اینکه پدیده پناهجویی و گسترش آن به تکاپو ها و چالش های مستقیم سیاستهای سیستم سرمایه داری جهان گره خورده است به این معنا که با گسترش میلیتاریسم و جنگ افروزی قدرت های امپریالیستی و سرکار ماندن حکومتهای فاشیست اسلامی ای چون حکومت ایران ،ما شاهد آوارگی و مهاجرت اجباری انسانها خواهیم بود پس بایستی در کنار امر سازماندهی پناهجویان و متحد کردن آنان در مقابل سیاست های راسیستی و پناهنده ستیز بایستی همزمان با ارتجاع سرمایه و مذهب هم بصورت پیگیر و سازمان یافته مبارزه کرد.
هیرش مجیدنیا ۶/۱۲/۲۰۱۷

facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedintumblrmail