مشکلات زنان پناهجو،ستمی مضاعف و توامان:

در جهان کنونی با سیطره و تسلط مناسبات تولیدی سرمایه داری و فرهنگ روبنایی آن بر زندگی مردم جوامع مختلف و با وجود پیکار مستمر طبقاتی در مقابل کلیت سیستم سرمایه داری در نقاط مختلف جهان این آنتاگونیسم و تخاصم روزمره طبقاتی همواره وجود دارد.در کنار این نگاه کلی به دنیای وارونه کنونی همچنان زن ستیزی،کودک آزاری با خشونت نهادینه شده مردسالاری و خرافه پرستی مذهبی در قالب احکام شرعی و اسلامی زندگی اکثریت زنان را به تباهی کشانده اند.قوانین و نرم ها و هنجارهایی که ریشه در مناسبات زیر ساختی بورژوازی دارد.و زنان بعنوان نیمی از جمعیت جهان همواره ستم مضاعفی را در کنار ستم طبقاتی بعنوان ستم جنسیتی هم بر هستی و زندگی شان حس میکنند.زنان پناهجو که بخشا نیمی از جمعیت پناهجویان را تشکیل میدهند در طی پروسه پناهجویی و حتی بعد از آن هم متحمل مشکلات و خشونتهای مختلفی میشوند که از جانب بخشی از افراد خانواده شان یا همسرانشان به آنها میشود.تعاریف سنتی و رایج و به شدت پوسیده و مذهب زده از جایگاه و نقش زن در خانواده همواره به مثابه قدرتی نهانی از سوی اخلاقیات و سنت جامعه زنان را در زندان خانه ها و محیط کار به زنجیر کشیده است.زنجیرهایی که گویی همواره بایستی بر دست و پای زن باشند و انسانیت اش را به زنجیر کشند.اکثریت زنان پناهجو چه کسانی که متاهل هستند و چه افراد مجرد در طی پروسه پناهجویی متاسفانه متحمل فشار مضاعفی از جانب سایر پناهجویان و یا همسر و خانواده هایشان میشوند.انتظار سنتی و به شدت عقب مانده ای که از جانب طیف مذهبی و عقب افتاده از آنها می رود و بایستی همچنان زنان پناهجو درنقش همسرانی مطیع،خانه دار و مسئول تربیت بچه ها نقش ایفا کنند.انبوه بروز رفتارهای ناموس پرستی،کتک زدن زنان و کودکان و خشونت های کلامی و تحقیر بخاطر جنسیت زنان جزو بدیهیاتی شده است که گویا بایستی همگی ساده لوحانه و عادی از کنار آن بگذرند.بهمین دلیل است که بعضا تعدادی از خانواده های پناهجو بعد از مدتی دچار اضمحلال و از هم پاشیدگی میشوند.خشونت ای که ریشه در فرهنگ مناسبات سرمایه داری و مردسالاری دارد همواره سعی میکند هژمونی و سیطره بلامنازع خود را بر زنان و کودکان بعنوان ملک مطلق مردان حفظ کند.از سویی دیگر تحمیل حجاب اجباری به دختران خردسال و کنترل و فشار بر روی دختران جوان درهمین جوامع اروپایی از سوی برخی از خانواده های پناهجو منجر به باز تولید خشونت و محدود کردن آزادی های انسانی زنان از سوی این نگرش ارتجاعی میشود.هر چند که خشونت و زن ستیزی در تمامی دنیای سرمایه داری وجود دارد و روزانه به اشکال مختلف باز تولید میشود،اما میزان مبارزه و پیکار برابری طلبی و سوسیالیسم این مصاف طبقاتی و این توازن را به نفع انسانیت همواره تغییر داده است و عرصه های بسیاری را به بورژوازی تحمیل کرده است.در امر تحصیل هم متاسفانه در تعدادی از موارد ما شاهد آن هستیم که زنان پناهجو بدلیل عدم اعتماد به نفس و عادت زدگی ای که بصورت تحقیر و توهین روزانه از سوی مذهب اسلام و قوانین اش با مجریان ریز و درشت اش به زندگی زنان میشود خود را در شکل های مختلف نشان میدهد.یعنی مردان خانواده اجازه تحصیل و یا کار را به همسران شان به بهانه نگهداری از فرزند یا سایر دست آویزهای دیگر نمی دهند.نگاه تحقیر آمیز زن ستیزانه بصورت های مختلف از خشونت فیزیکی گرفته تا تحقیر کلامی جزو فرهنگ ضد زن مذهبی- مردسالاری است.و بالاخص زنان پناهجویی که از کشورهای اسلام زده با حکومتهای دیکتاتور اسلامی گریخته اند بیشتر با هیولای مذهب و خرافات و زن ستیزی آشنا هستند و هرکدام از این زنان تجارب تلخ بسیاری را از قوانین ضد انسانی اسلام و برخورد تحقیر آمیز و آپارتاید جنسی را بر زندگی شخصی شان در طول سالهای جوانی شان کسب کرده اند.برای پایان دادن به این اوضاع و گشودن روزنه و افقی انسانی و برابر لازم است که مبارزه ای متحدانه و جدی و سازمان یافته را برای پس زدن این نگرش های ضد زن و ضد کودک سازمان داد و لازمه اش قبل از هر چیز آگاهی خود زنان و اکثریت مردم جامعه ازماهیت ضد انسانی مناسبات و فرهنگ پوسیده سرمایه داری،مذهب و مردسالاری است و تلاش خستگی ناپذیر و بی وقفه برای محو و زدودن این فرهنگ غیر انسانی بصورت وسیع بایستی شکل بگیرد.
لیلا مهتر عباس
۷/۱۲/۲۰۱۷

facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedintumblrmail