شرح جنایتهای که محمود هاشمی شاهرودی در انجام آنها نقش کلیدی داشته است:

شرح کامل کلیه جنایتهایی که شاهرودی در انجام ان نقش کلیدی داشته است

سنگسار
لیست اولیه از افرادی که با حکم هاشمی شاهرودی سنگسار شدند:

این فقط لیستی است که در رسانه ها انتشار پیدا کرده است.
سنگسارهایی که در دوران شاهرودی و به دستور او به مرحله اجرا در امده به ترتیب تاریخ عبارتند از:

سال ۱۹۹۸ مردی به نام خسرو ابراهیمی که در گودال سنگسار موفق به فرار شده و تبرئه میشود. محل اجرای حکم لاهیجان

سال ۲۰۰۱ زنی به نام مریم ایوبی تهران

سال ۲۰۰۲ زنی به نام جمیله امیر اسماعیلی در کرمان

سال ۲۰۰۶ مردی به نام عباس حاجی زاده، مشهد

سال ۲۰۰۶ زنی به نام محبوبه محمدی مشهد

سال ۲۰۰۷ مردی به نام جعفر کیانی تاکستان قزوین

سال ۲۰۰۸ مردی به نام هوشنگ خداده

سال ۲۰۰۸مردی به نام منوچهر خ

سال ۲۰۰۸ مردی به نام محمود م. غ. ( محمود که مردی افغانی تبار بوموفق میشود هنگام سنگسار از گودال سنگسار با بدنی مجروح فرار کند)

سال ۲۰۰۸ دختری به نام سعیده ۱۴ ساله که توسط پدرش در زاهدان در تاریخ ۹ فوریه ۲۰۰۸ سنگسار شد.

اعدام کودکان زیر ۱۸ سال

در زمان شاهرودی ۱۰۰ کودکه زیر ۱۸ سال حکم اعدام داشتند

آخرین نمونه از این قربانیان بهنود شجاعی است که در ۱۹ مهر ۸۸ در زندان اوین به دار آویخته شد.
پنج نوجوان به نام های عاطفه سهاله، مجید ساقوند، سعید قنبرزهی، محمد حسن زاده و یک نوجوان دیگر که نامش را نمی دانیم همگی از سال ۱۳۷۹ تا ۸۷ در زیر ۱۸ سالگی اعدام شدند.

به عنوان مثال عاطفه سهاله در نکا در سال ۸۳ در شهرستان نکا اعدام شد. عاطفه با اینکه کتبا ‏درخواست کرده بود که به علت مبتلا بودن به جنون ادواری و حتا بستری شدن در بیمارستانی در مشهد، تحت بررسی ‏پزشکی قانونی قرار بگیرد، بدون اینکه گزارشی از پزشکی قانونی در پرونده او دیده شود، در مدت کوتاهی ( دوماه و ده ‏روز!) پس از دستگیری اعدام شد. او شاکی خصوصی نداشت. قصاص و حق خصوصی در کار نبود.

جرمش فحشا اعلام ‏شد و اعترافش به زنا بعد از سه بار حد خوردن. در جواز دفن و در رسانه ها اعلام شد که سنش ۲۲ سال بوده است. در پای اجرای حکم او نه ‏وکیلی حضور داشت و نه به خانواده اش اطلاع داده شده بود.‏

دلارا دارابی (۷ مهر ۱۳۶۵-۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸) دختری بود که به جرم قتل عمد در زندان لاکان رشت اعدام شد. پذیرفته نشدن رد اتهامش و صدور حکم اعدام در سن ۱۷ سالگی، در تعارض با پیمان‌های بین‌المللی حفظ حقوق کودکان، و برپایی نمایشگاه نقاشی‌های وی در دوران زندان بسیار خبرساز بود. او پیش از زندان علاوه بر نقاشی شعر نیز می‌گفت و پیانو می‌نواخت.

دارابی مدتها در شمال ایران در انتظار اجرای حکم اعدام خود به سر می‌برد. حکم اعدام وی در ۱۷ سالگی به اتهام قتل ابتدا در شعبه ۱۰۷ دادگاه ویژه اطفال رشت صادر و توسط شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور به اعدام تأیید شده بود. فعالان مدنی بسیاری تلاش کردند از اعدام او جلوگیری کنند اما سرانجام در سحرگاه جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ بدون اطلاع وکیل‌هایش اعدام شد.

عاطفه رجبی سهاله (زاده ۱۳۶۶ مشهد – اعدام شده در ۲۵ مرداد ۱۳۸۳ نکا) دختر دانش آموز ۱۶ ساله‌ای بود که توسط دادگاه به جرم جریحه‌دار کردن عفت عمومی متهم و توسط قاضی حاج رضایی (رئیس دادگستری نکا) به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او توسط شاهرودی در عرض یک هفته تأیید شد. قاضی حاج رضایی طناب دار را شخصاً به گردن وی انداخت و او را در میدان شهر نکا به دار آویخت.

او برای اولین بار در سال ۱۳۸۰ توسط بسیج دستگیر و به جرم روابط نامشروع در سن ۱۳ سالگی به صد ضربه شلاق و زندان محکوم می‌شود زیرا قوانین ایران دختران بالای ۹ سال را بزرگ‌سال می‌داند.
حمد حسن زاده: وی ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ به اتهام قتل در سنندج بدار آویخته شد.

ه گزارش عفو بین الملل، در سال ۲۰۰۸ میلادی ۳ نوجوان بزهکار و در شش ماه اول سال ۲۰۰۹ (دی ۸۶ تا شهریور ۸۷) سه نوجوان اعدام شدند. عفو بین الملل همچنین گزارش داده است که جمهوری اسلامی ایران ۴۱ نوجوان را بین سال های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۹ (۱۳۷۹ تا ۸۷) اعدام کرده است.

ز این ۴۱ نفر، یک نفر دختر و بقیه پسر بودند و ۹ نفر از آنان در زمان اجرای حکم اعدام زیر ۱۸ سال داشتند.
کمیسیون مستقل افغانستان در مهر ۸۶ خبر اعدام دو نوجوان افغانی در ایران را منتشر کرد که نام آنها در هیچ یک از فهرست های رسمی موجود نیست».

اعدام زنان

یکی دیگر از موارد جنجالی مورد اعتراض مدافعان حقوق بشر، صدور حکم اعدام برای زنانی است که در دفاع از خود در مقابل تجاوز جنسی، مرتکب قتل شده اند. در هنگام وقوع چنین قتل هایی معمولا شاهدی وجود ندارد تا درباره تعرض یا قصد تعرض مرد به زن شهادت دهد و در صورتی که زن متهم به قتل نتواند مدرکی به دادگاه ارائه دهد که روشن کند در دفاع از ناموس خود مرتکب قتل شده، مجازات قصاص در انتظارش است.
فاطمه حقیقت پژوه یک نمونه از این زنان است. او که در فروردین ۱۳۸۰ شوهر صیغه ای اش را به خاطر تلاش بر

ای تجاوز به دختر ۱۴ ساله اش به قتل رسانده بود، در آذر ۱۳۸۷ در زندان اوین اعدام شد.

نمونه دیگر از این دست افسانه نوروزی است که در نیمه تیرماه ۷۶ یک عضو حفاظت اطلاعات جزیره کیش را در دفاع از خود در مقابل تجاوز، به قتل رساند. او به اتهام قتل عمد به قصاص محکوم شده بود، اما پس از سپری کردن ۸ سال حبس با رضایت اولیای دم در بهمن ۸۳ آزاد شد.

نازنین فاتحی یکی دیگر از کسانی است که از خطر اعدام نجات یافت . او نیز که در دفاع از ناموس خود در ۱۷ سالگی مرتکب قتل و به اعدام محکوم شده بود با پیگیری های مداوم از اعدام نجات یافت و پس از سه سال از زندان آزاد شد.

ریحانه جباری ملایری (زاده ۱۳۶۶ – درگذشته ۳ آبان ۱۳۹۳) دختر جوانی که در تیرماه سال ۱۳۸۶ و در سن ۱۹ سالگی به جرم قتل مرتضی عبدالعلی سربندی ۴۷ ساله، بازداشت و محاکمه شد. حکم اعدام وی در نهایت در ۳ آبان ۱۳۹۳ اجرا شد.

آنگونه که عفو بین الملل در نیمه تابستان سال جاری اعلام کرد در فاصله حدود دو ماه از روز برگزاری انتخابات در ۲۲ خرداد ۸۸، دست کم ۱۱۵ نفر در ایران اعدام شدند و جزئیات برخی از آن ها به این قرار است:

۱۴ اعدام در ۱۱ تیر، ۲۰ اعدام در ۱۳ تیر، ۱۳ اعدام در ۲۳ تیر و ۲۴ اعدام در چهاردهم مرداد، (در زندان رجایی شهر کرج و به اتهام قاچاق مواد مخدر). به گفته عفو بین الملل، این یک سوم کل اعدام شدگان در سال ۲۰۰۹ است

اعدامهای سیاسی

مجید کاووسی‌فر که در ۱۱ مرداد ۱۳۸۴، اعدام شد. مجید قبل از اعدام لبخند به لب داشت و لحظاتی قبل از اعدام، با دست بسته، برای مردم دست تکان داد. آخرین کلمات او این فریاد بود که؛ مرد می‌میرد؛ عکسی که از این لحظه توسط خبرنگار رویترز ثبت شده است، به عنوان عکس دهه شناخته شد.

قبل از ناآرامی های پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، نشانه هایی مبنی بر استفاده از اعدام به عنوان اهرمی برای فرونشاندن ناآرامی های قومی مشاهده می شد. به دنبال بمب گذاری هایی در استان های خوزستان، سیستان و بلوچستان و فارس، متهمین بازداشت شده طی «اعترافات تلویزیونی» به بمب گذاری ها اعتراف کرده و اعدام شدند. اعترافاتی که به گفته برخی متهمان آزاد شده و ایرانیانی که قبلا به شیوه مشابه از آنان اعتراف گیری شده بود و اکنون در تبعید خودخواسته به سر میبرند، قبلا گفته بودند که اعتراف هایشان کذب و تحت شکنجه و فشار گرفته شده بود.

یکی دیگر از شاخص ترین محکومین به محاربه، «عبدالمالک ریگی» است عبدالمالک ریگی رهبر پیشین گروه بنیادگرای جندالله در استان سیستان و بلوچستان، به مبارزه مسلحانه علیه حکومت مشغول بود. او به اتهام محاربه و افساد فی الارض در ۳۰ خرداد ۸۹ به دار آویخته شد. برادر او «عبدالحمید ریگی» نیز به اتهام مشابه در بامداد ۳ خرداد ۸۹ و در محوطه زندان مرکزی زاهدان اعدام شده بود.

احسان فتاحیان در آبان ۸۸ در زندان سنندج اعدام شد. اتهام این شهروند کرد، اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در یک گروه مسلح مخالف جمهوری اسلامی بود. او که در تیرماه ۱۳۷۸ بازداشت شده بود، در ابتدا به حبس و تبعید محکوم شد اما این حکم بعدا به اتهام محاربه، تبدیل به اعدام شد. از زمان ناآرامی های پس از انتخابات شمار کردهای محکوم به اعدام به اتهام های سیاسی افزایش یافته است.

فصیح یاسمنی نیز به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون کردستان در دی ماه ۸۸ بدون اطلاع به وکیل و خانواده اش اعدام شد. همزمان خبر تایید احکام اعدام چندین زندانی کرد دیگر منتشر شده است.

در اردیبهشت ۱۳۸۹ پنج زندانی سیاسی متهم به عضویت در گروههای «ضد انقلاب» از جمله چهار زندانی سیاسی کرد، در زندان اوین اعدام شدند. محکومان «فرزاد کمانگر»، «علی حیدریان»، «فرهاد وکیلی»، «شیرین علم هولی» و «مهدی اسلامیان» نام داشتند، چهار تن از آنان، مرتبط با گروه پژاک معرفی شدند و یک نفر(مهدی اسلامیان) به مشارکت در انفجار حسینیه رهپویان وصال در شیراز متهم بود.

محسن اسلامیان، برادر مهدی اسلامیان، جوان ۱۹ ساله ‌ای بود که به اتهام دست داشتن در انفجار حسینیه رهپویان وصال در شیراز (فروردین ۸۷) همراه دو تن دیگر، به اسامی روزبه یحیی زاده و علی اصغر پشته در ۲۱ اردیبهشت ماه ۸۸ اعدام شده بود.

دادستانی تهران نوع همکاری مهدی اسلامیان با محسن را «تلاش برای فراری دادن» و «خارج کردن برادرش» عنوان کرد. مهدی بر همین اساس در دادگاه انقلاب به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده بود.

حقوقدانان مدافع حقوق بشر می گویند عدم تناسب جرم و مجازات مهر تاییدی بر انگیزه صدور سیستماتیک احکام اعدام به منظور خلق فضای ارعاب در جامعه برای پیشگیری از فعالیت های سیاسی افراد است. از جمله شیرین عبادی که در اسفند ۸۸ در بیانیه ای درباره صدور و اجرای احکام اعدام بویژه علیه بازداشت شدگان پس از انتخابات، هشدار داد و ضمن اشاره به صدور حکم اعدام برای محمد امین ولیان، دانشجوی جوانی که گفته شده در روز عاشورا سنگ در دست داشته است، پرسید: «آیا نسبتی بین احکام صادره و اتهامات محکومان به اعدام وجود دارد یا این اقدام شائبه رفتار سیاسی را در قوه قضائیه مطرح می کند» ؟ حکم اعدام ولیان بعدا به حبس تبدیل شد.

در ۸ بهمن ۸۸ دو تن از متهمان محاکمه های دسته جمعی پس از انتخابات به نام های «آرش رحمانی پور» و «محمدرضا علی زمانی» اعدام شدند. آنان به جرم شرکت در کودتای مخملی علیه حاکمیت جمهوری اسلامی بازداشت و محاکمه شده بودند.

بردگی جنسی

تحمیل قوانین تبعیض آمیز علیه زنان که در اثر آن میلیونها زن به دلیل حجاب و پوشش اجباری دستگیر زندانی یا مورد آزار و اذیت فیزیکی توسط نیروهای نظامی ایران شده است. محرومیت میلیونها زن از تحصیل و اشتغال در برخی از رشته ها. محرومیت میلیونها زن از حقوق برابر در امور ازدواج، طلاق، وراثت و حق سرپرستی بر کودکان. محدودیت در سفر آزادنه زن ها. در نتیجه این قوانین هزاران زن و دختر دچار آزار و اذیت های فیزیکی روحی و روانی شده و صدها زن به همین دلایل دست به خودکشی زده اند

کشتار کارگران معترض خاتوم آباد در بهمن ۱۳۸۲

در روز۴ بهمن سال ۱۳۸۲ صدها تن از کارگران مجتمع مس خاتون آباد از توابع شهر بابک در استان کرمان همراه با خانواده هایشان در اعتراض به سیاستهای ضد کارگری وضد انسانی جمهوری اسلامی از جمله اخراج از کار، دست به اعتراض وتظاهرات دستجمعی زدند. نیروهای نظامی جمهوری اسلامی به تجمع این کارگران نیز یورش برده و مردم را از زمین و هوا مورد شلیک قرار دادند. به گفته شاهدان عینی، کارگران و خانواده هایشان از زمین و هوا با سلاح گرم و هلیکوپتر مورد یورش قرار گرفته ودرندانه سرکوب شدند. گفته میشود در جریان این سرکوب ۴ کارگر و ۱ دانش آموز جان باختند و ۴۰ نفر مجروع و به بیمارستان انتقال یافتند.

کشتار مردم مهاباد دراعتراض به قتل شوانه قادری در تیر ماه ۱۳۸۴

روز شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۴مامورین جمهوری اسلامی چند جوان مبارز شهر مهاباد را هدف تیراندازی قرار داده و دو تن از آنان را زخمی کردند. یکی از زخمی ها به اسم شوانه قادری که از جوانان فعال مهاباد بوده، علیرغم آن که به شدت زخمی بوده، توسط نیروهای حکومت وحشیانه شکنجه شده و به قتل می رسد. روز بعد جنازه مثله شده شوانه قادری توسط قاتلان به خانواده اش تحویل داده شده است. مردم معترض و ناراضی شهر مهاباد با اطلاع از این جنایت در مناطق مختلف شهر به اعتراض و تظاهرات پرداخته و علیه حکومت شعار داد ند. نیروهای نظامی و انتظامی رژیم در سطح گسترده در مناطق مختلف شهر به تجمعات اعتراضی مردم یورش برده و با آنان درگیر شده اند. در برخی از این درگیری ها از گاز اشک آور و تیراندازی هوایی نیز استفاده شده است.

میزان قربانیان

منابع محلی و سازمان های حقوق بشری میزان قربانیان این درگیری ها را ده ها کشته، صدها مجروح و بیش از یکهزار تن بازداشت گزارش دادند. سازمان دیدبان حقوق بشر اسامی ۱۷ تظاهر کننده کشته شده توسط نیروهای امنیتی از جمله ۳ نفر در اشنویه، ۲ نفر در بانه ، یک نفر در سردشت و ۱۱ تن در سقز را به دست آورده‌است.

کشتار مردم کردستان در اسفند ۱۳۷۷

در اوایل اسفند ۱۳۷۷ مردم بسیاری از شهرهای کردنشین ایران همگام با کردهای غرب و شمال کردستان در اعتراض به بازداشت عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان ترکیه دست به راهپیمایی زدند.

راهپیمایی مردم مناطق کرد نشین که با اعلام قبلی برگزار شد توسط حکومت ایران به شدت مورد سرکوب قرار گرفت. مردم زیادی در شهرهای مختلف کردنشین ایران کشته و زخمی شدند. شهر سنندج بیشترین تعداد کشته‌شدگان را به خود اختصاص داد. شدت سرکوبها در سنندج به حدی بود که از روز سوم اسفند ۱۳۷۷ به عنوان یک روز خونین در این شهر یاد می‌کنند. تعداد کشته‌شدگان حوادث اسفند ۱۳۷۷ در مناطق کردنشین ایران بین ۳۰ تا ۷۰ نفر گزارش شده است.

جزئیات بیشتر
در شهرهای کوردستان از جمله، ارومیه، کرمانشاه و ایلام اعتراضات به طور مستمر ادامه داشت. در ارومیه ۲ نفر کشته شدند. در سلماس عده ای زخمی و دستگیر شدند. همچنین دانشجویان، روز ۲۹ بهمن ماه در دانشگاه کوردستان شهر سنندج با مجوز قبلی اقدام به برگزاری مراسمی در اعتراض به بازداشت عبدالله اوجالان کردند اما آن مراسم به خشونت کشیده شد و با ضرب و شتم و دستگیری گروهی از دانشجویان و اساتید دانشگاه پایان یافت. در پی آن مراسم راهپیمایی سوم اسفند ماه سنندج از سوی مردم این شهر برنامه‌ریزی شد. تعدادی از جوانان برای دریافت مجوز به استانداری کردستان مراجعه کردند. آن زمان آقای رمضان‌زاده استاندار شهر سنندج بود که با خواسته‌ی دمکراتیک و انسانی جوانان موافقت و مجوز را صادر نمود . مردم طبق برنامه‌ریزی که پیشتر به آنها اعلام شده بود در میدان مرکزی شهر جمع شدند و چون از همان آغاز با برخورد و خشونت نیروهای ضد شورش که تمام سطح شهر را اشغال کرده بودند روبه‌رو شدند به مقابله پرداختند. در این درگیریها تعداد زیادی از جوانان کشته و زنان و مردان بسیاری زخمی و دستگیر شدند حتا به پیر زنان نیز رحم نکرده و با باتوم های برقی خود بر فرق سر مادران سالخورده می‌کوبیدند.

دولت ایران از نیروهای گارد ویژه، هلی کوپتر، تفنگ و باتوم برای سرکوب راهپیمایان استفاده کرد. نیروهای سرکوبگر ازاستان های همجوار آمده بودند. بیشتر کسانی که در آن روز کشته شدند حتی جنازه‌هایشان به خانواده‌هایشان بر گردانده نشد و خانواده ها تا به امروز نیز از محل دفن عزیزانشان اطلاعی ندارند. خانواده‌ها به شدت تحت فشار بودند و تهدید می‌شدند.

سیروان کریمی یکی از کشته‌شدگان آن روز است که در آن زمان تنها ۱۳ سال داشت. در ارومیه ۲ نفر، در ماکو ۱ نفر، در سنندج نیز طبق آماری ۳۳ تا ۷۰ نفر کشته شدند. صدها نفر دستگیر شدند. به دختران و پسران جوان تجاوز کردند. موهای سر دختران برای تحقیر در زندان ها تراشیده شد. تعداد زیادی از نوجوانان با پرداخت جریمه‌های سنگین از سوی خانواده ها از زندان آزاد شدند. اساتید دانشگاهها دستگیر، از دانشگاه اخراج و به حبس‌های طویل‌المدت محکوم شدند. بسیاری به زندان محکوم شدند.

کشتارمخالفین و معترضین بعد از انتخابات ۱۳۸۸

در طی تنها یک سال از خرداد ۸۸ تا خرداد ۸۹ جمهوری اسلامی اعتراض مردم را به وحشیانه ترین شکلی سرکوب کرده و میکند. بر اساس گزارشات منتشر یافته طی این یک سال بیش از ۱۰۰ نفر در خیابانها به ضرب گلوله یا زیر شکنجه به قتل رسیده اند. ۱۸۰۰۰ دستگیر شده اند و نزدیک به ۴۰۰۰۰ فقره نقض حقوق بشر ثبت شده است. در طول این مدت هزاران نفر مجبور به ترک کشور و پناهندگی در کشورهای دیگر شده اند.

جنایت علیه بشریت (ماده ۷ اساسنامه روم)

جمهوری اسلامی همچنین در طول حاکمیت سه دهه خود مرتکب اعمالی شده است که عین مصداق جنایت علیه بشریت میباشد. شاهرودی به عنوان یکی‌ از مهره‌های اصلی‌ در قوهٔ مقننه و قضا یکی‌ از مسئولین اصلی‌ انجام این جنایتها می‌باشد.

در زیر به بخشی از مصادیق جرم جمهوری اسلامی در این زمینه میپردازیم:
• جمهوری اسلامی در طول سه دهه از حاکمیت خود بطور سیستماتیک و سازمان یافته مرتکب اعمالی از جمله قتل، حبس و محرومیتها و آزارهای فیزیکی و جسمی، شکنجه، تجاوز، بردگی جنسی شده است.

• دستگیری شکنجه و اعدام کلیه گروههای سیاسی مخالف نظام و تلاش برای انهدام کامل این گروهها و کلیه منابع و امکانات مالی و ملکی آنها.

• دستگیری، شکنجه، آزار و اعدام مخالفان دینی حاکمیت، لائیک ها و اقلیت های مذهبی و تحمیل تبعیض آشکار علیه آنها

• دستگیری، شکنجه، آزار و اعدام همجنس گرایان

• دستگیری شکنجه و اعدام کلیه مخالفین سیاسی دستگیری شکنجه و اعدام

• تروریسم دولتی شامل انجام فعالیتهای تروریستی علیه مخالفین سیاسی در خارج مرزهای ایران

مجازاتهای بدنی و فیزیکی‌: شلاق، قطع کردن دست یا پا،

در قانون کیفری جمهوری اسلامی برای طیفی گسترده از جرائم کیفر بدنی مقرّر شده است از آن جمله: مصرف نوشابه های الکلی، سرقت، زنا، رفتار منافی با عفّت عمومی، آمیزش زن و مرد در علن.

تعیین کیفر بدنی بر محکوم به اعدام با قاضی دادگاه است. در چنین مواردی، قبل از اجرای حکم اعدام کیفر شلّاق به قصد تشدید درد مجرم جاری می شود.

افزون بر کیفر شلّاق، نظام حقوقی جمهوری اسلامی قطع دست یا پای مرتکب به سرقت را نیز مجاز می داند. در چنین مواردی، دست یا پای محکوم پس از انتقال وی به بیمارستان و بی حس کردنش بریده می شود. پس از اجرای این کیفر، راه رفتن محکوم حتی به کمک عصا یا چوب بغل نیز دشوار خواهد بود.

موارد:
• به حکم صادره از سوی دادگاه عمومی کلاردشت چهارانگشت دست راست یک سارق در این شهر قطع شد. متهم که ۳۵ ساله است به اتهام ارتکاب ۸ فقره سرقت دستگیر و مجازات مربوطه در مورد وی در ملأعام اجرا شد.” (روزنامه کیهان ۲۱ بهمن ۱۳۸۰).

• قطع دست و پای دو نفر به اتهام سرقت. این دو نفر «بابک پیله ور» و «حسین رضا محور» نام داشتند که پس از تأیید دیوان عالی کشور در ملا عام در شیراز در مناطق دروازه کازرون و دروازه سعدی در ملأ عام به اجرا درآمد. در مرحله اول اجرای این حکم فقط دست راست سارقان قطع شد و پس از بهبودی دست در مرحله دوم پای چپ این سارقان نیز در ملأ عام قطع خواهد شد.”(روزنامه کیهان ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۱)

• شعبه یک دادگاه انقلاب اهواز دو نفر به نام های رحیم ع. و صباح م. را به قطع دست راست و پای چپ و ۱۰ سال زندان محکوم کرد. رای قطع پای این دو نفر در شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز صادر و به تایید شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور رسید . احکام فوق در زندان کارون اهواز به اجرا درآمد. (ایسکانیوز ۱۷ آبان ۱۳۸۵)

• به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس ،ساعت ٩:۵٠ روز شنبه در اجرای دستور مقام قضایی زندانی «محمد حسین ج.» ٢٠ ساله به اتهام سرقت محکوم به قطع دست شد. براساس حکم صادره این سارق به قطع چهار انگشت دست راست محکوم شد. حکم مذکور با حضور مقام قضایی، ماموران قرارگاه انتظامی اهواز در محوطه زندان کارون به اجرا درآمد.” (پایگاه اطلاع رسانی پلیس ۱۷ دی ۱۳۸۵)

• دادگستری استام کرمانشاه اعلام کرد که عصر روز ۷ اسفند۱۳۸۵ یک نفر به اتهام سرقت در در میدان وکیل آقا کرمانشاه در ملا عام قطع ید شد. (سایت کرمانشاه نیوز)

• بنابر گزارش خبرنگار قدس در کرمانشاه، ، رأس ساعت ۱۴ مورخه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ حد شرعی قطع ید «آرش» در ملاعام در چهارراه جعفرآباد کرمانشاه به اجرا در آمد. (روزنامه قدس ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۶)

• به گزارش خبرنگار خبرجنوب، حوالی ساعت ٩ صبح روز ۹ آبان ۱۳۸۶ انگشتان دست مردی ۳۵ ساله به نام محمد حسین قاندی توسط دستگاه مخصوص در زندان عادل آباد شیراز قطع شد. (روزنامه خبر کیهان ۱۰ آبان ۱۳۸۶)

• یک مرد افغانی به نام رحمان به اتهام سرقت به قطع انگشتان دست محکوم و این حکم در روز ٢ آبان ١٣٨٨به اجرا گذاشته شد. (روزنامه اعتماد ۱۲ آبان ۱۳۸۸)

• به گزارش روابط عمومی دادگستری خوزستان، در تاریخ ۲۸/۸/۱۳۸۸ مرتضی آ. به اتهام سرقت به قطع دست راست و پای چپ محکوم شد که این حکم در محل زندان کارون اهواز اجرا شد.” (دادگستری کل استان خوزستان ۱۸ آذر ۱۳۸۸)

• به گزارش روابط عمومی دادگستری خوزستان،حکم قطع عضو یک نفر از محکومان به سرقت در این استان اجرا شد. در تاریخ ۲/۱۲/۱۳۸۸ [۲۱ فوریه ۲۰۱۰] حکم قطع عضو شوقی ز.، در محل زندان کارون اهواز اجرا شد.” (دادگستری کل استان خوزستان ۱۱ اسفند ۱۳۸۸)

• به گزارش خبرگزاری فارس از ماهشهر، دادستان عمومی و انقلاب این شهرستان در گفتگو با خبرنگار فارس اظهار داشت: … دستگاه قضایی و انتظامی فردی به نام مرتضی الف. را به اتهام سرقت به قطع دست و پا محکوم و این حکم نیز در زندان به اجرا درآمد.” (خبرنامه ماهشهر ۲۴ فروردین ۱۳۸۹)

• براساس حکم مرجع قضایی، یک نفر در ملایر به اتهام سرقت به قطع دست محکوم شد.حکم صادره با حضور مسئولان قضایی ملایر و نمایندگان اجرای احکام دادگستری استان همدان، به اجرا درآمد.” (روزنامه کیهان ۱۲ تیر ۱۳۸۹)

• به گزارش خبرگزاری فارس از همدان، اکبر بیگلری در جمع خبرنگاران از اجرای حکم قطع ید برای پنج نفر به اتهام سرقت در همدان خبر داد و اظهار داشت: این حکم صبح امروز در زندان مرکزی همدان به مرحله اجرا درآمد. (خبرگزاری فارس ۳۱ تیر ۱۳۸۹)

سایر جرایم مصداق جنایت علیه بشریت

 سانسور وسیع و سازمان یافته علیه مطبوعات و رسانه های گروهی و مممنوعیت جامعه از دسترسی آزادانه به اطلاعات و افکار غیر دولتی ایجاد محدودیت در دسترسی آزادانه جامعه به اینترنت و ماهواره. دستگیری و مجازات روزنامه نگاران، خبرنگاران اعتراف گیری خودسرانه دولتی از زندانیان سیاسی و نمایش آنها در رسانه های گروهی عمومی اعم از مطبوعات و تلویزیون های سراسری.

اعمال مجازات های قضایی وحشیانه و قرون وسطایی چون بردین انگشت های دست و پا بردین دست و پا و در آوردن چشم از حدقه برابر قوانین قصاص و مجازات های اسلامی.

ایجاد وسیعترین تبعیضات و بی حقوقی ها نسبت به مهاجرین و پناهندگی غیر ایرانی علی الخصوص مهاجرین و پناهندگان افغانی تبار. محدویت در ازدواج، اشتغال آزادانه و خدمات تحصیل رایگان برای میلیونها پناهنده و مهاجر افغانی و عراقی و غیره. اخراج اجباری و خشونت آمیز ممیلیونها پناهنده و مهاجر افغانی تبار از ایران

ممنوعیت ایجاد تشکل های سیاسی مخالف نظام
ممنوعیت ایجاد تشکل ها و اتحادیه های صنفی کارگری و کارمندی
ممنوعیت حق اعتصاب، تجمعات اعتراضی صنفی یا سیاسی. سرکوب خشونت آمیز هر تجمع مخالف دولت.
توقیف ها و دستگیری های خودسرانه دولتی
مداخله خودسرانه دولتی در زندگی خصوصی افراد و در امور خانوادگی، اقامتگاه، و مکاتبات و ارتباطات مخالفین سیاسی و کنترل پلیسی شبکه ارتباطی مخالفین سیاسی با فامیل، بستگان و دوستان خود.
ممانعت از ورود مخالفین سیاسی خارج کشور
محدودیت در اشتغال و سفر برای مخالفین سیاسی
وادار کردن افراد به شرکت در تجمعات و برنامه های سیاسی مذهبی دولتی
محروم کردن افراد از حق کاندید شدن در اداره امور سیاسی قضایی اجرایی کشور و به تبع آن محروم کردن جامعه از حق مشارکت آزادنه در انتخابات و رای دادن به نمایندگان واقعی خود. ایجاد محدودیت در پوشش زنان و مردان
محروم کردن جامعه از حق شرکت آزادانه در فعالیتهای هنری فرهنگی اجتماعی مورد نظر خود. ایجاد محدودیتهای سیاسی و مذهبی در انتشار آثار هنری فرهنگیوابستگی کامل سیستم قضایی به دولت و رویه های سیاسی دولت. بدینگونه سیستم قضایی کشور بطور کامل در خدمت دولت و نطام سیاسی قرار گرفته و با هر مخالف سیاسی برخورد قضایی میشود.
وادار کردن زندانیان به اعتراف و شهادت علیه خود از طریق شکنجه و آزارهای فیزیکی روحی و روانی.
محرومیت مجرمین و زندانیان به ویژه زندانیان سیاسی از حقوق و تضمین های اولیه انسانی از جمله تفهیم اتهام حق داشتن وکیل و حق دفاع آزادانه و امن از خود در مقابل اتهامات.
محرومیت کل جامعه از برقراری یک ساختار سیاسی مبتنی بر دخالت مستقیم و مستمر مردم و جایگزین کردن آن به سیستم مبتنی بر دخالت مستقیم و مستمر نیروهای نطامی و امنیتی کشور.
سلب آسایش و امنیت جامعه و تحمیل یک جنگ بیهوده هشت ساله به مردم که در اثر آن میلیونها نفر کشته و زخمی و اسیر شده و در اثر آن سلامت جسمی، روحی و روانی شان به خطر افتاده است.
اقدام برای تولید سلاحهای هسته ای به قصد امتیاز گیری و بهره برداری سیاسی و به خطر انداختن صلح و امنیت جهانی.

******************

اینها تنها گوشه ای از دریای بیکران اتهامات سران جمهوری اسلامی از جمله هاشمی‌ شاهرودی است. جمهوری اسلامی میلیونها نفر شاکی دارد. در مقابل هر یک از این جرایم و اتهامات ذکر شده کوهی از اسناد ومدارک مستدل جود دارد و هزاران شاکی فی الحال موجود حاضرند در خصوص این اتهامات شکایتهای شخصی ارائه دهند.
جمهوری اسلامی با تحمیل خشونت آمیز نظامی امنیتی، یک بربریت تمام و در مغایر با کلیه تعهدات حقوق بشری به جامعه تحمیل کرده است. سران جمهوری اسلامی متهم اند که در طی سه دهه با استفاده از خشونت آمیزترین اشکال سرکوب و نیروی قهریه نظامی یک جنایت عظیم و سیستماتیک و برنامه ریزی شده ای را علیه بشریت سازمان داده اند. امروز کوژکترین پایبندی به عدالت جهانی می طلبد که کلیه کسانی که در ایجاد چنین توحشی دست داشته اند به میز محاکمه کشیده شوند.
به ضمیمه این کیفرخواستست عمومی شکایتهای افرادی که مستقیم یا غیر مستقیم قربانی نقض حقوق بشر بودن ارسال میشود.
با احترام منتظر اقدامات فوری مقامات دادستانی میباشم. این متن تز صحفه فیسیوک رفیق فرشاد حسینی کپی شده است

facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedintumblrmail