درد زن بودن در ایران

درد زن بودن در ایران

«سرت را گوش تا گوش میبرم»، «اینقدر میزنمت تا سیاه و کبود بشی»، «زنده ت نمیذارم»، «زنده زنده چالت می کنم»، «خفه ات می کنم» و هزاران جمله ی مشابه دیگر، به گوش بسیاری از زنان و دختران ایرانی آشناست!
آبرو چیست؟ ناموس یعنی چه؟ غیرت چه تعریفی دارد؟
سال های سال است که زنان در جامعه ی ایران، می ترسند عاشقی کنند، می ترسند که احساساتشان را بروز دهند، می ترسند که در برابر متجاوز از خود دفاع کنند و فریاد بزنند؛ چون گناهکار شناخته می شوند!
اما در عوض مردان با خیال راحت، هر طور که دلشان بخواهد همه ی این ممنوعه های زنان را انجام می دهند و هیچ باکی ندارند و توسط هیچ کس هم بازخواست نخواهند شد!
اما سؤال اینجاست که چرا این همه تفاوت است بین زنان و مردان یک جامعه؟! مگر نه این است که زنان هم به مانند مردان، انسان هستند؟
جواب شاید این باشد که فرهنگ مردسالاری در افکار مردم طوری ریشه دوانده که به راحتی مجوز هر گونه ظلم و شکنجه علیه زنان را به مردان می دهد. قوانین حکومت جمهوری اسلامی به شدت ضد زن هست و در واقع اسلام را به ابزار مناسبی جهت سرکوب زنان، تبدیل کرده اند. زنان به عنوان جنس دوم شناخته می شوند و جزء مایملک مردان به حساب می آیند. اگر زنی بخواهد از حقوق طبیعی و انسانی خودش استفاده کند، از طرف جامعه ی مردسالار، مستوجب بدترین مجازات ها حتی مرگ است؛ چون در واقع خطوط قرمز نظم اجتماعی را شکسته و از قوانین حاکم، تخطی کرده است.
مسأله ای که بسیار مهم است این است که ناموس و شرف مردان در گرو عفت و پاکدامنی زنان است؛ بنابراین میل جنسی زنان شدیدا کنترل می‌شود و سرپیچی از قوانین مربوط به رفتار جنسی، به منزله شکستن اصول اخلاقی و موجب ننگ و شرمساری است در نتیجه مردان باید وارد عمل شده و ننگ را با ریختن خون زن پاک کنند. حتی قاتل بعد از قتل، احساس آرامش خواهد کرد!
در واقع یک قتل ناموسی، فقط توسط یک مرد مثل پدر/ شوهر/ برادر و یا غیره صورت نمی گیرد بلکه توسط یک سیستم اتفاق می افتد. سیستمی که در آن، زنان بار عفت و آبروی خانواده را به دوش می کشند تا مردان احساس بی غیرتی نکنند. در پی یک قتل ناموسی، قاتل راست راست در جامعه راه می رود و فوقش چند سالی حبس تعزیری بکشد؛ اما سنگین ترین مجازات را قربانی متحمل می شود! چرا؟ چون زن است.

رومینا اشرفی دختر ۱۳ساله که ۲۱ می توسط پدرش رضا اشرفی سرش با داس از بدنش جدا می شود!
رومینا به همراه یک پسر ۲۸ ساله که معشوقش بود، از خانه فرار می کند؛ چون پدرش او را تهدید به مرگ کرده بود که اگر به رابطه اش ادامه بدهد. اما پلیس، رومینا و معشوقش را می گیرد و بازداشت می کند و رومینا به پلیس خواهش می کند که او را به خانواده اش تحویل ندهند چون پدرش او را می کشد؛ اما پلیس به حرف رومینا توجه نکرده و او را به خانواده اش تحویل می دهد و شب در خواب، پدرش با داس سرش را از بدنش جدا می کند!
رومینا را، پدرش فقط نکشته!
فرهنگ متحجر مردسالاری و قوانین پوسیده جمهوری اسلامی، همدست قاتل بودند.
رومینا یکی از هزاران قربانی قتل های ناموسی است که در کشور زن ستیز جمهوری اسلامی صورت می گیرد.
فکرش را بکنید مفاهیمی چون ناموس و آبرو چه عمیق در افکار مردم ریشه دوانده که پدری، بدون هیچ توجهی به اینکه داره جگرگوشه اش را به قتل می رساند، چه بسا افتخار هم می کند که لکه ی ننگ را از بین برده است، به قتل وامی دارد! چقدر دردناک است اینگونه ظالمانه، توسط پدرت کشته شوی!
همین قدر بی رحمانه، همین قدر قلدرانه!

هاوبیر فتحی

تمامی مسولیت مقاله نوشته شده بر عهد نویسنده میباشد و سازمان بیمرز هیچ گونه مسئولیتی در قبال این مقاله ندارد.

facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedintumblrmail