آیا امروز حجاب اجباری مساله ای لوس شده و بی اهمیت است؟

آیا امروز حجاب اجباری مساله ای لوس شده و بی اهمیت است؟ 

در جامعه ی امروز ایران برخی از افراد به این باور دارند که اکنون که مردم ایران در تنگناهای اقتصادی مهیبی قرار دارند دیگر مساله ی حجاب اهمیتی ندارد. مساله ی حجاب کلی وهمه جانبه است وبر همه جوانب زندگی درعرصه فردی واجتماعی تاثیر گذار میباشد. وقتی از حجاب اجباری صحبت میشود از کل نظام اجتماعی، سیاسی ومذهبی حاکم بر جامعه ی ایران صحبت میکنیم، چرا که زیربنای رابطهی بین زن و مرد در سطح خانواده وجامعه را در بر میگیرد. در تمام دنیا مردان در کنار زنان بیحجاب هستند وهیچ مشکلی به وجود نمیآید ولی همین که یک زن پایش به ایران برسد باید حجاب بر سرکند واین بزرگترین توهین و بیاحترامی به مردان سرزمین مان است. در ایران امروز که هر روز شاهد دیدن هزاران کودک کار و تجارت آنها و وجود هزاران زن تنفروش به دلایل مختلف از جمله فقر وهمچنین دیدن میلیونها معتاد ومیلیون ها شهروند گرسنه ودیدن یخچال های خالی هستیم، آیا دادن میلیاردها تومان بودجه به شهرداری تهران برای نصب بنر جهت تبلیغ حجاب وخریداری ساختمان های متعدد برای تشکیل ارگانها نهاد ها وسازمانهای وتصویب قوانین وتبصره ها در قانون اساسی ایران با موضوعیت حجاب، خرید هزاران دستگاه خودرو به نام گشت ارشاد و میلیاردها تومان هزینه برای سرپا نگاه داشتن این نهاد ها ارگان ها وجلسات و میز گرد ها فقط و فقط با هدف اجرای حجاب اجباری جایگاهی عقلانی واساسی خواهد داشت. وجود حجاب اجباری به معنی دیکتاتوری مذهبی نیز میباشد چراکه پیروان دیگر ادیان در ایران به دلایل مختلف از جمله مسالهی حجاب مورد آزارو اذیت وشکنجه قرار میگیرند وحتی جانشان را از دست میدهند. مبارزه با حجاب اجباری پایه واساس. کل نظام جمهوری اسلامی راهدف قرار میدهد. نظام جمهوری اسلامی در ماه اول زمامداری خود که مهمترین زمان حکومت بود شروع به تصویب قوانین زن ستیز وجحاب را اجباری کرد. روز هفت مارس تیتر روزنامه کیهان؛ زنان باید با حجاب به ادارات بروند. وخمینی فرمان داده است در وزارتخانه های اسلامی نباید معصیت بشود. زنان باید با حجاب باشند زنان مانعی ندارد کار کنند لیکن باحجاب شرعی باشد. آیا وقتی که یک حکومت درروزهای اول زمامداری خود سعی بر پوشاندن ومحدود کردن زنان دارد اجازه میدهد آنچه در مغز انسان است آزاد باشد آیا چنین حکومتی حق آزادی قلم، آزادی اندیشه وتفکر را به شهروند خود خواهد داد؟ شهروندی که مجبوربه پوشاندن خود میباشد چطور میتواند آزادی را تجربه کند؟ وقتی حق مالکیت بر بدن خود را نداریم، وقتی که نتیجه قوانین واپسگرا تمامی حقوق زنان را نادیده میگیرد، آیا دموکراسی معنا خواهد داشت؟ آیا حقوق بشر جایگاهی دارد؟ آیا زنان در این فشار موج روانی بوجود آمده میتوانند برای فرزندان خود آموزش وتربیت مناسبی إرائه دهند؟ فرزندانی که فردای جامعهی ایران هستند. آیا وجود بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی ریشه در نظام آموزشی هرکشور که درابتدا خانواده اولین دستگاه آموزشی هر جامعه است، ندارد؟ 

بر خلاف تفکر بعضی از افراد مساله حجاب بیشتر از آن که طبقه ی ثروتمند راتحت تاثیر قراردهد زندگی زنان در سطح اقتصادی و اجتماعی پایین جامعه رامورد حمایت قرار میدهد. چرا که زنان مرفه درشرایطی زندگی میکنند که درسفرهای خود به خارج از کشور وزندگی در هر کجا که انتخاب کنند میتوانند به مفهوم آزادی دست پیدا کنند ولی میخواهم از زنانی بگویم که قربانی این نظام مافیایی شده اند. زنانی که نه حق طلاق دارند ونه اجازهی کار و تحصیل واز کوچکترین حق وحقوقی برخوردار نیستند. زنانی که توسط شوهران خود برای بدست آوردن مخارج زندگی هر روز مجبور به تن فروشی میشوند وبه دلیل عدم وجود هیچ قانونی برای حمایت از زنان، مجبور به پذیرش  این شرایط ودر نهایت خودکشی میشوند. وجود زنانی که به دلیل برقراری رابطه ای ساده با جنس مخالف خود توسط خانواده ونزدیک ترین افراد جامعه به وحشیانه ترین نوع ممکن به آتش کشیده میشوند را نمیشود انکار کرد. زنی که به دلیل اعتراض به خیانت همسرش مورد ضربوشتم قرارگرفته وبینایی خود را از دست داده ودچارشکستگی جمجمه شده ونه حکومتی ونه خانواده ای نه حق حقوقی برای دفاع از خود دارد. تمامی معضلات وناهنجاری های اجتماعی اقتصادی، سیاسی ومذهبی ریشهای عمیق در قانون حجاب اجباری دارد واین مساله ای بنیادین واز بین بردن آن برابر است با از میان رفتن کل نظام جمهوری اسلامی در ایران. 

مونس سرور 

مسولیت مقاله بر عهده نویسنده میباشد و سایت رسانان هیچ گونه مسئولیتی در قبال آن ندارد

facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedintumblrmail